بر بال کلمات

دیبا مهرگان

روایت کتاب‌های خواندنی و شندینی با صدای دیبا مهرگان read less

کتاب آنیش - فصل 28
Jan 28 2021
کتاب آنیش - فصل 28
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 27
Jan 27 2021
کتاب آنیش - فصل 27
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 26
Jan 26 2021
کتاب آنیش - فصل 26
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 25
Jan 25 2021
کتاب آنیش - فصل 25
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 24
Jan 24 2021
کتاب آنیش - فصل 24
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 23
Jan 23 2021
کتاب آنیش - فصل 23
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 22
Jan 22 2021
کتاب آنیش - فصل 22
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 21
Jan 21 2021
کتاب آنیش - فصل 21
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 20
Jan 20 2021
کتاب آنیش - فصل 20
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 19
Jan 19 2021
کتاب آنیش - فصل 19
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 18
Jan 18 2021
کتاب آنیش - فصل 18
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 17
Jan 17 2021
کتاب آنیش - فصل 17
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 16
Jan 16 2021
کتاب آنیش - فصل 16
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 15
Jan 15 2021
کتاب آنیش - فصل 15
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 14
Jan 14 2021
کتاب آنیش - فصل 14
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 13
Jan 13 2021
کتاب آنیش - فصل 13
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 12
Jan 12 2021
کتاب آنیش - فصل 12
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 11
Jan 11 2021
کتاب آنیش - فصل 11
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 10
Jan 10 2021
کتاب آنیش - فصل 10
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند
کتاب آنیش - فصل 9
Jan 9 2021
کتاب آنیش - فصل 9
رمان «آنیش» روایت حال و هوای زنی است که گویی از زانوهای بلند شهر تهران پایین پریده تا در دامن روستایی آرام بتواند خودش را بازیابد آنیش رمانی است درباره‌ی دختری که تهران را رها می‌کند تا در یکی از بیمارستان‌های کوچک حومه تبریز کار کند. پروین بومی همین منطقه است و به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برگشته است اما حالا تک و تنهاست. در همان صفحه‌ی اول با روایتی سرراست و جالب می‌فهمیم که او رادیولوژیست است و هیچ خانواده‌ای ندارد و ظاهراً با کسی به اسم دکتر راد هم مشکلاتی در گذشته داشته است. در صفحه دوم متوجه می‌شویم برخلاف تنها دوستش، شهلا که بسیار شوخ و سرحال و پرانرژی است او تنهایی را دوست دارد و با آن، جز وقت‌هایی کوتاه مشکلی ندارد در بخشی از رمان می‌‌شنویم: «مشتری‌های عکاس لبخند می‌زنند، آراسته‌اند و سعی می‌کنند زیبا باشند. مشتری‌های من توده‌ای از اندوه و نگرانی‌اند. روی در و دیوار عکاس‌خانه عکس‌های قاب‌شدۀ زیبا نصب کرده‌اند؛ روی در و دیوار اینجا «خطر!»، « لطفاً نزدیک نشوید» و «ورود ممنوع» چسبانده‌اند